بزرگنمايي:
پیام فارس - تابناک/ متن پیش رو در تابناک منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست.
جهان این هفت میلیون ایرانی خارج از ایران چقدر ایرانی است؟ در کدام افق فکری سیر می کنند؟ به سراغ بحث کمتر مطرح شده ای رفته ایم: نسل جدید ایرانیان خارج از کشور چگونه فکر می کنند؟ سئوال ساده تر و صریح تر: آنها هنوز ایرانی هستند؟
در جهانی که مرزها همزمان دیوارند و پنجره، حدود هفت میلیون ایرانی در گوشه و کنار سیاره پراکنده شدهاند، گویی تکههایی از یک آینه شکسته که هر کدام نور سرزمین مادری را به شکلی دیگر بازمیتابانند، آنها به سختی فارسی حرف می زنند، به سختی ارتباطی با وطن می گیرند و به سختی ایرانی هستند!
این داستان نه فقط از اعداد و ارقام، که از رویاهایی میآید که در چمدانهای مهاجرت خودخواسته یا اجباری پنهان شدهاند و نوستالژیای که، چون سایهای جادویی بر زندگی نسلها میافتد. نسل جدید ایرانیان پراکنده در قارههای پنجگانه جهانی تازه ساختهاند، چگونه فکر می کنند؟ گرایش سیاسی آنها چیست؟آیا این نسل از فرزندان و آینده سازان ایرانی کاملا در تمدن غربی حل شده اند یا هنور منتظر فرصتی و بهانه ای برای دوباره ایرانی شدن و بازگشت به وطن؟
جهان آنها چقدر ایرانی است؟ در کدام افق فکری سیر می کنند؟ جهان این ایرانی های کمتر شناخته شده برای رسانه ها و داخل ایران، هم آشناست و هم غریب، هم واقعی و هم رویاهاشده، به سراغ بحث کمتر مطرح شده ای رفته ایم: نسل جدید ایرانیان خارج از کشور چگونه فکر می کنند؟ سئوال ساده تر و صریح تر: آنها هنوز ایرانی هستند؟
بازار

آمریکا: سرزمین آینههای دوگانه
در قاره آمریکا، جایی که آسمانخراشها با زمینهای بیانتها دست میدهند، نزدیک به دو میلیون ایرانی زندگی میکنند، به خصوص در ایالت کالیفرنیا و به خصوص در لس آنجلس که با محلاتی کاملا ایرونی، به تهران جلس هم معروف است!
بیش از 70٪ از شرکتکنندگان در این پژوهش گفته اند بهطور منظم به موسیقی پاپ ایرانی گوش می دهند! موسیقی ایرانی حتی از نوع مبتدل و نه چندان فاخر آن، معجونی است که ایرانی بودن و فارسی سخن گفتن را ادامه می دهد، حواسمان هست؟!
مریم دها، پژوهشگر به سراغ نسل دوم و سوم ایرانیان رفت؛ جوانانی که هرگز خاک ایران را لمس نکردهاند، اما در خانواده ای ایرانی متولد شده اند و در جامعه آمریکایی تربیت شده اند. یکی از عجیب ترین داده ها این پژوهش، به موسیقی ایرانی مربوط می شود و ارتباط برقرار کردن این نسل با یکی از خوانندگان لس آنجلسی،فائقه آتشین معروف به گوگوش و یک آمار قابل توجه: بیش از 70٪ از شرکتکنندگان در این پژوهش گفته اند بهطور منظم به موسیقی پاپ ایرانی گوش می دهند! موسیقی ایرانی حتی از نوع مبتدل و نه چندان فاخر آن، معجونی است که ایرانی بودن و فارسی سخن گفتن را ادامه می دهد، حواسمان هست؟!
نسل دوم و سوم اغلب بین هویت ایرانی و هویت کشور میزبان (مثلاً آمریکایی یا اروپایی) تعادل برقرار میکنند، که این موضوع بر گرایشهای سیاسی آنها اثر میگذارد، بنابراین آنها اغلب گرایش های لیبرال غربی دارند و از ایدئولوژی های مرسوم ایرانی داخل کشور دور هستند.
اینجا، در میان 1.5 میلیون ایرانی آمریکا و 400 هزار نفر در کانادا، هویت دوگانه، چون طلسمی است که هم قدرت میدهد و هم گاه گمراه میکند. یکیشان میگوید: «من در آمریکا زاده شدم، اما وقتی مادرم قورمهسبزی میپزد و در خانه مان موسیقی ایرانی پخش می شود، انگار بوی ایران را حس میکنم.»
در یکی از مصاحبه های این پژوهش، یکی از دانشجویان نسل جدید ایرانی می گوید: «وقتی آهنگهای قدیمی را میشنوم، انگار دارم داستانهایی که مادرم از جوانیاش تعریف میکرد را زندگی میکنم.»
یکی دیگر گفته :«من از نظر تولد آمریکایی هستم، اما موسیقی و داستانهایی که در خانه میشنوم، باعث میشوند احساس کنم ایرانی هم هستم.»" alt="پیام فارس" width="100%" />
اروپا: رقص سایهها در مه
در اروپا، قاره سبز که مهد جنگ و تمدن و فن آوری است، 1.2 میلیون ایرانی در میان مه و آفتاب پراکندهاند. بریتانیا با 400 هزار نفر، آلمان با 319 هزار نفر، و سوئد با 116 هزار نفر، گویی شهرهاییاند که در آنها زمان متوقف شده و هر ایرانی با خودش تکهای از وطن را آورده است. اینجا نسل دوم نه فقط با نوستالژی، که با پرسشهای هویت روبهروست.
بسیاری از نسل جدید ایرانی، گرایش سیاسی و فرهنگی خود را از والدین به ارث می برند با چاشنی نوستالوژی!. حدود 65٪ از شرکتکنندگان در این پژوهش دانشگاهی خود را "ایرانی-آمریکایی" میدانند و این هویت دوگانه را بهعنوان یک "نقطه قوت" میبینند.
آنها در کافههای پاریس و بارهای لندن مینشینند و از خود میپرسند: «ما کیستیم؟» پاسخ گاهی در آهنگهای قدیمی است و گاهی در سکوت. گاهی انکار ایرانی بودن! نوستالوژی به ایدئولوژی هم سرایت کرده است، بسیاری از نسل جدید ایرانی، گرایش سیاسی و فرهنگی خود را از والدین به ارث می برند با چاشنی نوستالوژی! البته گرایش های چپ درمیان این نسل جدید کمتر طرفدار دارد اما همچنان در نسل قدیم، هواخواهانی دارد. حدود 65٪ از شرکتکنندگان در این پژوهش دانشگاهی خود را "ایرانی-آمریکایی" میدانند و این هویت دوگانه را بهعنوان یک "نقطه قوت" میبینند.
آسیا و اقیانوسیه: نسیم خاور و موجهای دور
در خاورمیانه و اقیانوسیه، نزدیک به یک میلیون نفر ایرانی زندگی می کنند، نزدیکتر به ایران ولی نه لزوما ایرانی خالص؛ طبق آمار رسمی در امارات (357 هزار نفر) و ترکیه (83 هزار نفر) استرالیا (120 هزار نفر) زندگی میکنند. ایرانی ها کمتر آفریقا را دوست دارند یا آن را برای زندگی انتخاب می کنند، فقط کمتر از 50 هزار نفر ایرانی در آفریقا زندگی می کنند.
چهار تا پنج میلیون ایرانی طبق آمار رسمی و نزدیک به 7 میلیون ایرانی؛ به شهادت آمار غیررسمی در خارج از ایران زندگی می کنند، اعداد میگویند 47 درصد در آمریکا، 29 درصد در اروپا، و بقیه در آسیا و اقیانوسیه و آفریقا پراکندهاند.
مرور چکیده چند پژوهش درباره گرایش فرهنگی و سیاسی نسل جدید ایرانیان خارج از کشور قابل تامل است : یکی از این پژوهش ها به بررسی هویت قومی نسل دوم مهاجران ایرانی در سوئد میپردازد. نتایج نشان میدهد که این نسل با چالشهای دوگانه حفظ هویت ایرانی و انطباق با فرهنگ سوئدی مواجه است. گرایشهای فرهنگی این گروه اغلب تحت تأثیر جهانی شدن و تعاملات میانفرهنگی قرار دارد. نسل دوم تمایل دارد هویت ترکیبیای را شکل دهد که عناصری از فرهنگ ایرانی (مانند زبان، آداب و رسوم خانوادگی) و ارزشهای مدرن سوئدی (مانند فردگرایی و برابری جنسیتی) را در خود جای داده است.
فرهنگپذیری ایرانیان در ایالات متحده، بریتانیا و هلند: آزمون مدل فرهنگپذیری چندبعدی
مطالعه دیگر مدل فرهنگپذیری چندبعدی را برای نسل جدید ایرانیان مهاجر در سه کشور غربی آزمایش میکند. یافتهها حاکی از آن است که نسل جوانتر (بهویژه متولدان خارج از ایران) گرایش بیشتری به پذیرش فرهنگ میزبان دارند، اما همچنان پیوندهایی با فرهنگ ایرانی از طریق خانواده و اجتماعات دیاسپورا حفظ میکنند. این نسل به دلیل دسترسی به رسانههای دیجیتال و شبکههای اجتماعی، هویتی سیالتر و جهانیتر از خود نشان میدهد.
پژوهش دیگری به بررسی دستاوردهای اجتماعی و اقتصادی نسل دوم ایرانیان در آمریکا پرداخته و نشان میدهد که این گروه بهطور قابلتوجهی در زمینه تحصیلات و مشاغل حرفهای موفق عمل کردهاند. از نظر فرهنگی، گرایش به حفظ ارزشهای خانوادگی ایرانی (مانند احترام به بزرگترها) در کنار پذیرش ارزشهای آمریکایی (مانند خودمختاری و جاهطلبی) دیده میشود.
مطالعات نشان می دهد جهانی شدن تأثیر عمیقی بر نگرشها و رفتارهای این گروه گذاشته است. نسل جدید تمایل دارد از فرهنگ سنتی فاصله گرفته و به سمت ارزشهای مدرنتر مانند آزادی فردی، تنوع فرهنگی و نوآوری حرکت کند. با این حال، حس تعلق به ریشههای ایرانی از طریق موسیقی، غذا و مناسبتهای فرهنگی همچنان حفظ میشود، شاید نوروز یکی از آخرین بهانه های ایرانی بودن این نسل باشد! این نسل به دلیل قرار گرفتن در معرض فرهنگهای متنوع، رویکردی گزینشی به سنتها دارد و اغلب جنبههایی را حفظ میکند که با زندگی مدرن سازگار است.
***
مرکز پژوهشهای مجلس ایران، در سال 1386، با نگاهی به گذشته، سرمایه ایرانیان خارج از کشور را 1300 میلیارد دلار برآورد کرد و گفت که تنها ایرانیان مقیم آمریکا 900 میلیارد دلار از این گنج را در دست دارند.ارتباط ارگانیک ایرانیان خارج از کشور با دولت ایران تقریبا قطع است، به جز در موارد کلیشه ای چون مثل گذرنامه و دعاوی حقوقی معمولی، نهاد رسمی مسئول شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور است که عملا یک شورای نیمه تشریفاتی و فاقد اختیارات محسوب می شود، ، احمدی نژاد اولین رئیس جمهوری بود که سعی کرد تکانی به این شورا بدهد، این شورا در دولت نهم به معاونت اجرایی ریاستجمهوری رفت و در سال 1394 دوباره به خانه اصلیاش بازگشت!
اگر دیر دست بجنبانیم، نسل جدید ایرانی ها در خارج از کشور ، خیلی زودتر از چیزی که فکرش را بکنیم، ایرانی بودن را کنار می گذراند و کاملا در وطن جدید خود حل می شوند، ارقام را دوباره بخوانید: قریب به هفت میلیون ایرانی دیگر ایرانی نخواهند بود!به همین آسانی و تلخی! / ارژنگ بوئینی
اما پژوهش ها این را هم می گوید که "بی تفاوتی سیاسی" و "عدم وجود یک گرایش سیاسی مشخص" یکی از شایع ترین مسائل نسل جدید ایرانی خارج از کشور است، به نظر شما چرا؟ چه تجربه ای در این مورد دارید.