آیا مردم فلسطین «ناصبی» هستند؟
اجتماعي
بزرگنمايي:
پیام فارس - اکنون با سخنرانانی مواجهیم که مرز بین ناصبیگری با مستضعفانِ از مسلمانان را هنوز پس از سالها منبر رفتن و مطالعه کردن نتوانستند از بین احادیث معارض تشخیص دهند و با ادعای ناصبی بودن مردم مظلوم فلسطین، هرگونه کمک به آنان را جایز نمیدانند. - اخبار فرهنگی -
خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در فقه شیعه، «ناصبی» به فردی گفته میشود که با امیرالمؤمنین علی علیهالسلام یا دیگر ائمه معصومین علیهمالسلام دشمنی آشکار داشته باشد.
بیشتر بخوانید: اخبار روز خبربان
این دشمنی میتواند به صورت انکار فضایل اهل بیت، سبّ و لعن آنان، یا عداوت با شیعیان به دلیل محبتشان به خاندان رسالت ظهور کند. روایات متعددی از اهل بیت وحی ناصبیان را از بدترین افراد دانسته و وعده عذاب شدید اخروی به آنان دادهاند. قرآن کریم نیز در آیاتی مانند سوره احزاب، آیه 57، به شدت با دشمنان خدا و رسول صلی الله علیه و آله برخورد کرده، میفرماید « إِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَهِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُهِینًا »؛ قطعاً آنان که خدا و پیامبرش را میآزارند، خدا در دنیا و آخرت لعنتشان میکند و برای آنان عذابی خوارکننده آماده کرده است. با این تعریف، اکثر اهل سنت امروز «ناصبی» محسوب نمیشوند، بلکه بسیاری از آنان به دلایل تاریخی، فرهنگی یا تبلیغات نادرست، از شناخت عمیق اهل بیت محروم ماندهاند. در روایات شیعه، چنین افرادی «مستضعف فکری» نامیده شدهاند؛ کسانی که تقصیری در جهلشان ندارند و باید با حکمت و برخورد نیک آنان را به حقایق آشنا کرد. ائمه علیهمالسلام نیز در طول تاریخ با همین رویکرد، بسیاری از اهل سنت را به محبت اهل بیت هدایت کردند.
ماجرای شیعه شدن یک ناصبی توسط امام هادی (ع) متأسفانه برخی با جهل یا سوءنیت، تمام اهل سنت را ناصبی میپندارند و حتی کمک به مظلومانی مانند مردم فلسطین را به اتهام ناصبیبودن حرام میدانند! این در حالی است که عمدهی فلسطینیان، به ویژه شافعیمذهبان، ارادت ویژهای به اهل بیت علیهمالسلام دارند. وجود مکانهایی مانند «خیابان علی بن ابیطالب(ع)» در بیتالمقدس، «مسجد امام حسین(ع)» در الخلیل و مؤسسات فرهنگی مانند «واحه آلالبیت» نشاندهنده این محبت است. در نبرد اخیر غزه و تصاویری هم که در فضای مجازی منتشر شد، مشاهده کردیم هم مردم غزه و هم فرماندهان آنان از جمله یحیی سنوار از مکتب حسینی سخن گفتند. بنابراین تسری دادن ناصبیگری به تمام مردم مظلوم فلسطین تهمتی آشکار و در این شرایط حساس منطقه غیر قابل بخشش است.
سوگوارانه اکنون این سخنان را از برخی سخنرانان کمسواد میشنویم. عالمانی که مرز بین ناصبیگری با مستضعفانِ از مسلمانان را هنوز پس از سالها منبر رفتن و مطالعه کردن نتوانستند از بین احادیث معارض تشخیص دهند. در ادامه، در بین روایتهای متعددی که وجود دارد، تنها به روایتی از امام محمد باقر علیهالسلام اکتفا میکنیم تا حجت تمام شود:
ضریس کنانی (یا کناسی که او را ثقه دانستهاند) میگوید به امام باقر علیه السلام گفتم، جانم فدایت، حال موحدانی که به نبوت محمد (صلی الله علیه و آله) اقرار دارند، از مسلمانان گناهکاری که میمیرند و امامی ندارند و ولایت شما را نمی شناسند، چگونه است؟ جُعِلْتُ فِدَاکَ مَا حَالُ اَلْمُوَحِّدِینَ اَلْمُقِرِّینَ بِنُبُوَّهِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ مِنَ اَلْمُسْلِمِینَ اَلْمُذْنِبِینَ اَلَّذِینَ یَمُوتُونَ وَ لَیْسَ لَهُمْ إِمَامٌ وَ لاَ یَعْرِفُونَ وَلاَیَتَکُمْ.
فرمود: اما اینها، در قبرهای خود هستند و از آن بیرون نمیآیند، پس هر کس که عمل صالحی داشته باشد و دشمنی از او ظاهر نشده باشد ، برای او شکافی به سوی بهشتی که خدا در مغرب آفریده است باز میشود، پس روح در قبرش تا روز قیامت بر او وارد میشود تا اینکه خدا را ملاقات کند، پس او را به نیکوییها و بدیهایش محاسبه میکند، پس یا به بهشت میرود یا به آتش، اینها کسانی هستند که کارشان به امر خدا موکول شده است. فرمود: و همچنین با مستضعفان ، سفیهان ، کودکان و فرزندان مسلمانان که به سن بلوغ نرسیدهاند، رفتار میشود؛ أَمَّا هَؤُلاَءِ فَإِنَّهُمْ فِی حُفَرِهِمْ لاَ یَخْرُجُونَ مِنْهَا فَمَنْ کَانَ لَهُ عَمَلٌ صَالِحٌ وَ لَمْ یَظْهَرْ مِنْهُ عَدَاوَهٌ فَإِنَّهُ یُخَدُّ لَهُ خَدّاً إِلَى اَلْجَنَّهِ اَلَّتِی خَلَقَهَا اَللَّهُ بِالْمَغْرِبِ فَیَدْخُلُ عَلَیْهِ اَلرَّوْحُ فِی حُفْرَتِهِ إِلَى یَوْمِ اَلْقِیَامَهِ حَتَّى یَلْقَى اَللَّهَ فَیُحَاسِبَهُ بِحَسَنَاتِهِ وَ سَیِّئَاتِهِ فَإِمَّا إِلَى اَلْجَنَّهِ وَ إِمَّا إِلَى اَلنَّارِ فَهَؤُلاَءِ اَلْمَوْقُوفُونَ لِأَمْرِ اَللَّهِ؛ قَالَ: وَ کَذَلِکَ یَفْعَلُ بِالْمُسْتَضْعَفِینَ وَ اَلْبُلْهِ وَ اَلْأَطْفَالِ وَ أَوْلاَدِ اَلْمُسْلِمِینَ اَلَّذِینَ لَمْ یَبْلُغُوا اَلْحُلُمَ.
اما نصاب [دشمنان اهل بیت] از اهل قبله، برای آنها شکافی به سوی آتشی که خداوند در مشرق آفریده است باز میشود. پس شعله، جرقه، دود و جوشش حمیم تا روز قیامت بر آنها وارد میشود، سپس بعد از آن سرنوشتشان به « دوزخ است و در آتش افروخته میشوند » (غافر 72) سپس به آنها گفته میشود، « کجاست آنچه که به جای خدا شریک میپنداشتید؟ » (اعراف 37) یعنی کجاست امامی که به جای امامی که خداوند برای مردم قرار داده است، به امامت گرفته بودید؟ وَ أَمَّا اَلنُّصَّابُ مِنْ أَهْلِ اَلْقِبْلَهِ فَإِنَّهُمْ یُخَدُّ لَهُمْ خَدّاً إِلَى اَلنَّارِ اَلَّتِی خَلَقَهَا اَللَّهُ فِی اَلْمَشْرِقِ فَیَدْخُلُ عَلَیْهِمُ اَللَّهَبُ وَ اَلشَّرَرُ وَ اَلدُّخَانُ وَ فَوْرَهُ اَلْحَمِیمِ إِلَى یَوْمِ اَلْقِیَامَهِ ثُمَّ بَعْدَ ذَلِکَ مَصِیرُهُمْ إِلَى «اَلْجَحِیمِ وَ فِی اَلنّٰارِ یُسْجَرُونَ» (غافر72) ثُمَّ قِیلَ لَهُمْ «أَیْنَ مٰا کُنْتُمْ تُشْرِکُونَ مِنْ دُونِ اَللّٰهِ» (اعراف 37) أَیْ أَیْنَ إِمَامُکُمُ اَلَّذِی اِتَّخَذْتُمُوهُ دُونَ اَلْإِمَامِ اَلَّذِی جَعَلَهُ اَللَّهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً.
این روایت به روشنی مرز بین ناصبان با مستضعفان از اهل سنت را روشن میکند. وقتی سیرهی اهل بیت علیهمالسلام را مشاهده میکنیم، همین حقیقت را در مییابیم. ایشان همواره در پی ایجاد وحدت میان مسلمانان بودند. امام صادق علیهالسلام با تربیت شاگردان فراوان از مذاهب مختلف، زمینهساز گسترش محبت به اهل بیت علیهمالسلام در میان اهل سنت شد. حتی برخی از علمای بزرگ اهل سنت مانند شافعی، با سرودن اشعاری در مدح اهل بیت، تحت فشار حکومتهای وقت قرار گرفتند و حتی در این مسیر کشته شدند. این رویکرد نشان میدهد که دشمنی با اهل بیت یک عقیده عمومی میان اهل سنت نبوده، بلکه بیشتر یک جریان سیاسی حاکم بوده است که عَلم آن را ابوسفیان لعنهالله علیه و فرزند منحوس او معاویه بر افراشت و حتی خط جریان ناصبیگری را پس از رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله آشکارا میتوان متوجه شد؛ همان عده که آتش درب خانهی امیر مؤمنان و دخت نبی مکرم اسلام بردند و آن را به آتش کشیدند و به حضرت زهرا سلام الله علیها بدترین جسارتها را روا داشتند.
بر این اساس، تکفیر عمومی اهل سنت یا محرومکردن مظلومانی مانند فلسطینیان از کمکهای انسانی، خلاف سیره اهل بیت علیهمالسلام و تفرقهافکنی در امت اسلام است. وظیفه شیعیان، تبیین حقایق با منطق و اخلاق اسلامی و تقریب مذاهب است، نه گسترش عداوتهای کور.
اکنون اگر نتوان مرز روشنی بین ناصبیهای افراطیِ امثال جریانهای تکفیری در سوریه - که با انگیزههای اموی به کشتار شیعیان و علویان میپردازند - با تودهی عامهی اهل سنت که ارادتمند اهل بیت هستند و حتی به زیارت قبور ائمه علیهمالسلام در عراق و سوریه مشرف میشوند، قائل شد، چگونه میتوان در تحلیلهای فقهی و اجتماعی به داوری عادلانه دست یافت؟ این در حالی است که بسیاری از علمای اهل سنت در لبنان، عراق و حتی مصر، با حضور در حرمهای اهل بیت و نشر معارف شیعی، عملاً فاصلهی خود را با جریانهای ناصبی نشان دادهاند.
این تمایزگذاری دقیق، هم در تشخیص دوست از دشمن ضروری است و هم در تعیین تکلیف شرعی نسبت به گروههای مختلف؛ چرا که نمیتوان یکسان با کسی که به حرم سیدالشهدا علیهالسلام حمله میکند و کسی که در همان حرم به زیارت و دعا میپردازد، رفتار کرد. سیرهی ائمه علیهمالسلام نیز نشان میدهد که آنان میان دشمنان متعصب و عامهی مردم که تحت تأثیر حکومتهای جور قرار داشتند، تفاوت قائل میشدند.
همانگونه که امامان شیعه همواره بر وحدت مسلمانان تأکید کردهاند، باید با رفتار نیک، چهره واقعی تشیع را به آنان و جهانیان نشان داد و با تبیینهای صحیح و شایسته، آنها را بهسوی حق متمایل کردند؛ چه بسا در تاریخ نبردهای امیر مؤمنان مشاهده کردهایم که قبل از اینکه نبرد را آغاز کنند، با خطبههایی آسمانی، عدهی فراوانی از مخالفان را جذب لشکر خود کردهاند و یا در ماجرای عاشورا، امام حسین علیهالسلام با خطبههای روشنگرانهی خویش سبب جذب مخالفان شدهاند و زمینهی سعادتشان را فراهم کردهاند. نباید حقد و کینهی درونی که برآمده از تربیتهای متعصبانهی برخی محافل مذهبی و خالی از بصیرت است، به سیرهی اهل بیت وحی ارتباط داد «و سلام بر کسی که از هدایت تبعیت میکند.»
انتهایپیام/
-
شنبه ۱۶ فروردين ۱۴۰۴ - ۱۳:۱۹:۳۷
-
۷ بازديد
-

-
پیام فارس
لینک کوتاه:
https://www.payamefars.ir/Fa/News/941550/