ترامپ نمیتواند جادو کند
سیاسی
بزرگنمايي:
پیام فارس - هم میهن /متن پیش رو در هم میهن منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
دونالد ترامپ تمایل خود را برای مذاکره درباره یک توافق سهجانبه کنترل تسلیحاتی که شامل چین نیز میشود، ابراز کرده است اما پکن مکرراً از شرکت در چنین روندی خودداری کرده است.
آرمین منتظری| مذاکرات بین ایالات متحده و روسیه بر سر برقراری صلح در اوکراین ادامه دارد اما به نظر میرسد که چشمانداز واضح و روشنی برای رسیدن به نتیجه نهایی وجود ندارد؛ هرچند طرفین در این مذاکرات پیشرفتهای محدودی صورت دادهاند اما اختلافات اساسی همچنان باقیست و از شواهد امر اینطور میتوان استنباط کرد که طرفین بیشتر به سمت توافقی برای آتشبس مدیریتشده پیش میروند تا برقراری صلح پایدار.
بهعنوان مثال، در تاریخ 25 مارس، توافقی اولیه برای توقف درگیریها در دریای سیاه، با هدف تضمین روند امن کشتیرانی و جلوگیری از استفاده از کشتیهای تجاری برای مقاصد نظامی، حاصل شد. این توافق به نفع روسیه بود، زیرا روسیه دیگر ناوگان فعالی در دریای سیاه ندارد و اکنون صرفاً برای حملات هیبریدی به این منطقه متکی است اما اوکراین همچنان از این منطقه برای عملیات تهاجمی استفاده میکند.
بنابراین توافق آتشبس در دریای سیاه بیشتر به ضرر اوکراین است تا روسیه اما جالب است که بدانیم تنها یک روز بعد، روسیه شرایط جدیدی را برای اجرای این توافق اعلام کرد؛ شرایطی نظیر لغو تحریمها بر صادرات محصولات کشاورزی روسیه و اتصال مجدد مؤسسات مالی روسیه به سیستم پرداخت سوئیفت. طبیعتاً این خواستههای اضافی، اجرای آتشبس را پیچیده کرده است.
به دنبال این تحولات، برخی کشورهای اروپایی دو تصمیم مهم اتخاذ کردند: اول، محدود کردن بحث در مورد استقرار نیرو و تجهیزات نظامی در کشورهای عضو ناتو هممرز با اوکراین و دوم، انتصاب نخستوزیر انگلیس و رئیسجمهور فرانسه بهعنوان نمایندگان اروپا در مذاکرات. این تحرکات نشان میدهد که اروپا نهتنها از اوکراین حمایت میکند، بلکه به نظر میرسد در تماس نزدیک با ایالات متحده است و به همین دلیل، تلاش میکند رویکردی فراآتلانتیک اتخاذ کند.
در آن سو، روسیه نیز در تاریخ 27 مارس با اعلام آمادگی برای «دفاع از منافع خود در قطب شمال»، روند مذاکرات را پیچیده کرده است. این موضع روسیه همزمان با برگزاری کنفرانس بزرگی در مورمانسک درباره مسائل قطب شمال و پس از تشکیل دولت جدید گرینلند در 11 مارس و اعلام سفر جیدیونس، معاون ترامپ به این منطقه اعلام شد. این موضع روسیه میتواند نشاندهنده پیچیدگیهایی درباره پیامدهای گستردهتر رقابت قدرتهای بزرگ بر سر قطب شمال در داینامیکهای قدرت جهانی باشد. از هر نظر بعید است که این رخدادها تصادفی باشند.
صرفنظر از مذاکره درباره اوکراین، واشنگتن و مسکو بحثهایی نیز در مورد کنترل تسلیحات هستهای آغاز کردند که تمرکز اصلی آن بر آینده معاهده استارت جدید است که قرار است در سال 2026 منقضی شود. دونالد ترامپ تمایل خود را برای مذاکره درباره یک توافق سهجانبه کنترل تسلیحاتی که شامل چین نیز میشود، ابراز کرده است اما پکن مکرراً از شرکت در چنین روندی خودداری کرده است. بنابراین، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده و سرگئیلاوروف، وزیر امور خارجه روسیه در ماه فوریه در حاشیه مذاکرات ریاض برای ایجاد زمینه جهت توافقات دوجانبه بالقوه دیدار کردند.
هر دو طرف به اهمیت کاهش خطرات هستهای اذعان کردند و اقداماتی را برای محدود کردن سلاحهای هستهای تاکتیکی و گسترش شفافیت در زرادخانههای استراتژیک در نظر گرفتند. در مذاکرات بعدی، روسیه پیشنهاد کرد که مکانیسمهای راستیآزمایی معاهده استارت جدید حفظ شود و در عین حال کاهش بیشتر در تعداد کلاهکهای مستقرشده را مورد بررسی قرار دهند. با این حال، مذاکرهکنندگان آمریکایی تأکید کردند که هر معاهده جدیدی باید تواناییهای هستهای تاکتیکی و سلاحهای مافوق صوت روسیه را نیز شامل شود.
در ضمن، قطب شمال از سال 2023 به مقصد مورد علاقه روسیه برای آزمایش قابلیتهای تسلیحاتی جدید تبدیل شده است. مسکو به ارتقای زیرساختهای قطب شمال، بازگشایی و مدرنسازی پایگاههای دوران اتحاد جماهیر شوروی و همچنین استقرار سامانههای تسلیحاتی پیشرفته و تجهیزات استراتژیک ادامه داده است. روسیه همچنین فرودگاههای خود در قطب شمال را تقویت کرده تا این فرودگاهها بتوانند در طول سال از عملیات بمبافکنهای دورپرواز و سیستمهای دفاع هوایی مانند S-400 پشتیبانی کنند.
علاوه بر اینها، تاسیسات راداری جدید، مانند رادار فراافق رزونانسN در پایگاه هوایی روگاچیوو و سامانههای راداری Sopka-2 در جزیره ورانگل و کیپ اشمیت، قابلیتهای نظارتی روسیه را در اعماق آبهای قطب شمال و آسمان گسترش میدهند. در حوزه دریایی، ناوگان زیردریاییهای قطب شمال روسیه که قدرت عملیات در زیر یخ را دارند، فعال هستند و با مانورهای مخفیانه در دریای بارنتز تا نزدیکی اقیانوس آرام، قدرت خود را نمایش دادهاند. روسیه همچنین در سالهای اخیر تواناییهای نظامی خود را در قطب شمال با تمرکز بر سیستمهای پیشرفته مافوقصوت و تسلیحات هستهای تقویت کرده است.
یکی از برجستهترین پیشرفتهای روسیه در این زمینه، استقرار موشک کروز مافوق صوت زیرکون 3M22 است که میتواند به سرعت 9 ماخ برسد و اهدافی را تا فاصله 1000 کیلومتری، مورد اصابت قرار دهد. سرعت و قدرت مانور موشک زیرکون که روی ناوچههای کلاس گورشکوف و زیردریاییهای کلاس M روسیه مستقر شدهاند، موجب میشود که رهگیری آنها تقریباً غیرممکن باشد و به این ترتیب روسیه ابزار قدرتمندتری برای به چالش کشیدن حضور دریایی ناتو در قطب شمال به دست میآورد.
یکی دیگر از سلاحهای مهم موشک مافوق صوت روسیه، موشک Kinzhal است که از هواپیمای MiG-31K پرتاب میشود و قادر به حمل کلاهکهای متعارف و هستهای با برد 2000 کیلومتر است. سرعت و قدرت مانور آن، این موشک را به گزینهای قدرتمند برای وارد آوردن ضربه اولیه و یا ضربه تلافیجویانه تبدیل میکند. علاوه بر این، روسیه اژدر هستهای Poseidon را ارتقا داده است.
این اژدر برای ایجاد یک سونامی رادیواکتیو که قادر به ویران کردن اهداف ساحلی است، طراحی شده است. پیشرانه منحصربهفرد Poseidon که از زیردریایی بلگورود پرتاب میشود، رهگیری آن را تقریباً غیرممکن میکند. در کنار این سلاحهای جدید، زیردریاییهای بالستیک کلاس Borei-A روسیه در آبهای قطب شمال مجهز به موشکهای بالستیک قارهپیمای Bulava هستند که میتوانند چندین کلاهک هستهای حمل کنند. این زیردریاییها مدام در حال گشتزنی هستند. این زیردریاییها برای پرتاب موشک از زیر یخهای قطبی طراحی شدهاند. این سامانهها در کنار هم، قابلیتهای حمله اولیه و ثانویه روسیه را افزایش میدهند.
در مقابل، ناتو و ایالات متحده برای تقویت حضور خود در قطب شمال موضع محتاطانهتری اتخاذ کردهاند. الحاق فنلاند و سوئد به ناتو ردپای این ائتلاف را در شمال گسترش داده است اما زیرساختهای نظامی ریشهدار روسیه در این منطقه موجب میشود که تواناییهای غرب به وضوح ضعیفتر به نظر برسند. رزمایشهای ایالات متحده و ناتو، مانند «واکنش سرد 2022»، قدمی رو به جلو در مقابل گسترش نفوذ روسیه بود، اما این فعالیتها همچنان بسیار پراکندهتر از روسیه است.
پایگاه فضایی پیتوفیک گرینلند (پایگاه هوایی سابق تول) که با رادار هشدار اولیه پیشرفته ارتقا یافته است، همچنان برای دفاع موشکی و نظارت بر قطب شمال حیاتی است. به همین دلیل است که ترامپ تا این حد بر اهمیت استراتژیک گرینلند اصرار دارد. این رادار آسمان را بابت موشکهای پرتابشده از دریا یا موشکهای قارهپیما را که بر فراز قطب پرواز میکنند اسکن میکند و لایهای کلیدی از سپر NORAD را برای آمریکای شمالی تشکیل میدهد. حدود 150 پرسنل نیروی فضایی ایالات متحده در تمام طول سال در پیتوفیک مستقر هستند.
تبدیل رسمی این پایگاه به پایگاه نیروی فضایی در سال 2023، اهمیت روزافزون آن را بهعنوان پایگاه جاسوسی قدرتهای جهانی برای نفوذ در قطب شمال برجسته کرده است. بدیهی است که این اولین بار نیست که ایالات متحده تا این حد بر اهمیت این پایگاه و گرینلند تاکید میکند. در سال 2019، ترامپ به دلیل اهمیت استراتژیک و پتانسیل منابع ارزشمند گرینلند، علاقه خود را برای تصاحب این جزیره - که از نظر فنی یک قلمرو خودمختار متعلق به دانمارک است - ابراز کرده بود.
ابراز علاقه او باعث تشدید تنشهای ژئوپلیتیکی پیرامون قطب شمال شد و ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه در آن زمان نسبت به گسترش نفوذ ناتو در منطقه قطب شمال ابراز نگرانی کرده و حضور ایالات متحده در گرینلند را یک تهدید تلقی کرد. با این حال، در نهایت، در واکنش به تشدید تنشها و حفظ ثبات استراتژیک، ایالات متحده و روسیه معاهده استارت جدید را در فوریه سال 2021 به مدت پنج سال دیگر تا 5 فوریه 2026 تمدید کردند.
این تمدید، محدودیتهای قابل راستیآزمایی این معاهده را در مورد زرادخانههای هستهای راهبردی مستقر در هر دو کشور حفظ کرد. با این حال، در سال 2023، روسیه اعلام کرد که مشارکت خود را در این معاهده تعلیق میکند و سپس حضور نظامی خود را در قطب شمال تشدید کرد. اخیراً، رئیسجمهور روسیه اعلام کرده که مخالفتی با «تصاحب» گرینلند توسط ایالات متحده ندارد. هرچند اگر هم چنین اقدامی از سوی آمریکا صورت بگیرد، باید گفت که چنین اقدامی بازتاب اقدامات توسعهطلبانه روسیه در اوکراین است.
اما تمایل ترامپ برای تصاحب گرینلند با انتقاد شدید اروپا مواجه شد؛ البته این انتقاد آنقدرها هم شدید نبود. درحالیکه مقامات دانمارکی مخالفت شدید خود را با این موضع ترامپ ابراز کردند، سایر کشورهای اروپایی نسبتاً ساکت ماندند. گویی آنها بهطور کامل نمیدانستند چه تحولی در حال وقوع است. اگر واکنش اروپاییها را با حمله روسیه به اوکراین با موضع آمریکا در خصوص تصاحب گرینلند مقایسه کنید، به وضوح میبینید که اروپاییها در خصوص گرینلند بسیار ساکت بودهاند.
مسکو در واکنش به ابراز علاقه مجدد ترامپ بر تصاحب گرینلند در تاریخ 27 مارس گفت که آماده دفاع از منافع خود در قطب شمال است. در همان زمان، رهبران اروپایی با رد درخواست روسیه برای حمایت از بخش کشاورزی بهعنوان شرط اجرای آتشبس در بنادر دریای سیاه و زیرساختهای انرژی، تصریح کردند که تحریمهای بانکی روسیه را لغو نخواهند کرد.
اگرچه ترامپ پیشنهاد کرد که ایالات متحده ممکن است کمک به بخش کشاورزی روسیه را در نظر بگیرد و حتی تا آنجا پیش رفت که گفت تحریمها غیرقابل لغو نیستند اما واقعیت این است که هر تغییر مهمی به رضایت اروپا بستگی دارد. دلیلش این است که مقر سوئیفت - که یک سیستم پیامرسان مالی جهانی است - در بروکسل واقع شده است و براساس قوانین اروپا فعالیت میکند.
بیمیلی اتحادیه اروپا برای پاسخگویی به خواستههای روسیه ممکن است با تهدیدهای ترامپ برای اعمال تعرفه بر صادرات اتحادیه اروپا به ایالات متحده نیز مرتبط باشد. انگلیس که بهطور رسمی از اتحادیه اروپا خارج شده است نیز مجبور است که تعرفهها بر صنعت خودروسازی خود را تحمل کند. شاید به همین دلیل باشد که اتحادیه اروپا و انگلیس در تاریخ 27 مارس، نهتنها اعلام کردند که تحریمهای روسیه را لغو نخواهند کرد، بلکه حتی ممکن است بر تحریمهای فعلی روسیه نیز بیافزایند. احتمال دیگر نیز این است که بیانیه اتحادیه اروپا و انگلیس با موضعگیری ایالات متحده و روسیه در قطب شمال، آنهم درست زمانی که اروپا خود را در یک محیط پرتنش میبیند، مرتبط باشد.
همه این رخدادها، در جریان بودن داینامیکهای پیچیدهای را بر روی صفحه شطرنج قدرتهای بزرگ نشان میدهد. بر روی این صفحه شطرنج، مواضع عجیب ترامپ، احتیاط اروپا، و قاطعیت انگلیس، به صورت مجموع در کنار هم واکنش گستردهتر به اقدامات روسیه در اوکراین و قطب شمال را شکل میدهند. در این بازی پیچیده، ظاهرا آنچه که هر روز بیشتر از دیروز آشکار میشود این است که بعید است نتیجه مذاکرات روسیه و آمریکا به یک صلح پایدار در اوکراین ختم شود.
بلکه صرفاً در بهترین حالت میتواند به یک آتشبس شکننده که در چارچوب آن درگیریها مدیریت شده و به حال تعلیق درخواهد آمد، ختم شود و این آتشبس مستعد فروپاشی خواهد بود. تنها راه رسیدن به صلح پایدار در اوکراین این است که داینامیکهای پیچیدهای که در بالا ذکر شد در یک نقطه با هم به تلاقی برسند و رویکردی جامع از دل آن خارج شود. حال سوال بزرگ این است که آیا این تعلیق موقت درگیری میتواند به وضعیت پایدار برسد و اگر قرار باشد به پایداری برسد چقدر طول خواهد کشید؟ روی دیگر سکه نیز این است که این تعلیق موقت، بار دیگر به یک نقطه اشتعال و انفجار تنش ختم شود.
بازار ![]()
-
شنبه ۱۶ فروردين ۱۴۰۴ - ۲۲:۱۷:۵۰
-
۱۰ بازديد
-

-
پیام فارس
لینک کوتاه:
https://www.payamefars.ir/Fa/News/941734/